به نام خدا
... رزمندگان عزيز و دلاور ما اعم از ارتش و سپاه و بسيج با تكيه بر ايمان و سلاح و اميد به حضرت حق و با حمايت بيشائبه مردم به نبرد و دفاع مقدس خود ادامه دهند و عزمها را جزم كنند و بر دشمن زبون بتازند و با همت خود افتخار و نصرت و پيروزي را به ارمغان آورند كه سرنوشت جنگ در جبههها رقم ميخورد نه در ميدان مذاكرهها...
سيزدهم تير ماه 1367
... بايد همه براي جنگي تمام عيار عليه آمريكا و اذنابش به سوي جبهه رو كنيم. امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است، غفلت از مسايل جنگ خيانت به رسولالله است...
بيست و نهم تير ماه 1367
... من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور را در اجراي آن ميديدم، ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلاً خودداري ميكنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد، و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور، كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتقاد دارم، با قبول قطعنامه و آتشبس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام ميدانم...
امام خميني (س)
***
1- شجاعت
كمتر كسي است كه شجاعت و قاطعيت را پافشاري بر روي تصميم، زمينهسازي جهت پياده كردن آن و نهايتاً حاكميت بخشيدن به آن نظر و تصميم تفسير نكند. ضربالمثل: ”حرف مرد يكي است“ ، نماد چنين تفكري است.
يكي از نزديكان امام نقل ميكرد كه بارها از ايشان شنيده است كه: ”حرف مرد دو تا است“. در اين منطق، شجاعت براي مردان بزرگ نه اصرار بر نظرات و تحليلهاي شخصي، بلكه انصراف از تصميم و اعتقاد خويش و پاي نهادن بر خواستههاي نفساني فردي، قبيلهاي و باندي براي رسيدن به اهداف و مصالح بزرگتر جمعي، معني ميشود:
أشْجَعۥ النّٰاس: ”مَنْ غَلَبَ هَوٰاه“ نه ”مَنْ أصَرﱠ عَلٰي هَوٰاه“.
2- شوكران
سيزدهم تير ماه 1367: ترديد در جنگ = خيانت به اسلام
بيست و نهم تير ماه 1367: پذيرش قطعنامه و آتشبس = مصلحت انقلاب و نظام
اگر شجاعت امام، اراده او براي سركشيدن جام شوكران و اعتماد او به خدا جهت معامله كردن آبروي خويش با پروردگار عزيز نبود، چه اكسيري ميتوانست معادله اول را در طول 16 روز به معامله دوم بدل كند؟ و اگر اين تبديل و تغيير انجام نميگرفت، امروز چه وضعيتي براي كشور متصور بود؟
بدون ترديد عظمت حماسه سركشيدن جام زهر قطعنامه كمتر از حماسههاي ظلمستيزي، استبدادستيزي و استكبارستيزي خميني نيست، ولي چه بسا اگر گردش اطلاعات به طور منطقي و درست صورت ميگرفت، و نظامهاي تصميمسازي و تصميمگيري درست و بهموقع عمل ميكردند، اساساً كشور به آن نقطه بحراني نميرسيد، كه نياز به سركشيدن جام زهر باشد.
3- يك فرض ساده
فرض كنيد حادثه جانسوز رحلت امام يك سال زودتر، يعني در 14 خرداد 1367 به وقوع ميپيوست. فكر مي كنيد اگر آخرين پيام آن عزيز: ”... سرنوشت جنگ در جبههها رقم ميخورد، نه در ميدان مذاكرهها...“ بود، چه اتفاقي مي افتاد؟ آيا پس از ايشان كسي جرأت ميكرد از صلح، خاتمه جنگ و پذيرش قطعنامه سخن بگويد؟ و اگر چنين جسارتي به خرج مي داد آيا به اتهام وابستگي به بيگانه، جاسوسي، مخالفت با ولايت فقيه و انقلاب، تشويش افكار عمومي، اقدام عليه امنيت ملي، همنوايي با بيگانگان و ... تحت تعقيب، بازداشت يا حتي ترور قرار نمي گرفت؟ و آيا عناصر ظاهربين و دگمانديش با استناد به آخرين پيام او با كوبيدن بر طبل ادامه جنگ، موجب فروپاشي نظام نمي شدند؟
***
جهان امروز جهان تحولات و تغييرات گسسته و مستمر است. در دنياي امروز كشورهايي ميتوانند با عزت زندگي كنند و از منافع خود دفاع نمايند كه همواره با تحليل درست شرايط، داشتن ارزيابي واقعبينانه از نقاط ضعف و قوت خويش، و داشتن شناخت منطقي و صحيح از فرصتها و تهديدهاي پيراموني، پيوسته در حال تصميمگيري و حركت به جلو باشند.
براي بقا در جهان امروز بيش و پيش از شجاعت خطرپذيري غيرمعقول يا سر كشيدن جام زهر، كه بر فرض وجود اين شجاعت هزينه آن را بايد مردم پرداخت كنند و چه بسا اثربخش هم نباشد، عقل و تدبير حكمراني تراز زمان لازم است. ترديد و تأخير در تصميمگيري، يا تصميمگيري نادرست سم مهلك است. هر فرصتي كه از دست ميرود، خيلي زود به صورت تهديد تشديد شده باز خواهد گشت. بحران عدم استفاده از عقل، اطلاعات و مشورت در تصميمگيريها، انباشت مسايل تصميمگيري نشده يا تصميمگيري شده و اجرا نشده يا بد اجرا شده، و نداشتن درك درست از ارزش زمان در دوران پرشتاب امروز، ممكن است بقاي كشور را مورد تهديد جدي قرار دهد. جمهوري اسلامي ايران كه در طول عمر خود تجربه راهبري كشور در بحرانهاي پيچيده را در كارنامه خود دارد، با پيروي از سيره بنيانگزار خود- دورانديشي، زمانشناسي و محور قرار دادن منافع ملي- ميتواند بر چالشهاي فراوان پيشرو غلبه كند.
امام فرزند زمان خويشتن بود. او با پاي نهادن بر سر نفس خويش يك سروگردن بالاتر از همه، جهان را از افقي گستردهتر و سطحي رفيعتر از منافع كوتاهمدت گروههاي خاص مورد ارزيابي قرار ميداد و همواره جلوتر از زمان خويش حركت ميكرد.
