به نام خدا
نزدیک ظهر بود، در اتاقم نشسته بودم. متوجه شدم یک پیام کوتاه برایم ارسال شده است. فرستنده پیام یکی از دوستانم بود، که تا چندماه پیش روزی چند پیام برایم میفرستاد، و مضمون بیشتر پیامهای او هم لطیفههای واقعاً لطیف، و نکات طنز بود. فکر کردم خواندن یک پیام کوتاه طنز وسط خستگی ناشی از کار خالی از لطف نیست. پیام را گشودم، بسیار کوتاه بود:
”روزنامه شرق توقیف شد.“
آخرین شماره از روزنامه شرق را که خریده بودم، مربوط به روز پنجشنبه بود. در هفتهنامه ضمیمه روزنامه پنجشنبهها گزارش مفصلی از آخرین جشن سالانه شرق و به قول خودشان ”چهارمین شب شرق“ درج شده بود. گزارش این طور آغاز میشد:
”مهمانان جشنهای روزنامه شرق دارند عادت میکنند به راه سخت و سنگلاخ و طولانی باشگاه دیپلماتیک وزارت خارجه. اولین شماره روزنامه شرق دوم شهریور سال 1382 منتشر شد. پس از آن به همین بهانه در شهریور ماه هر سال کمی پس و پیش از دوم شهریور، در یک پنجشنبه مهمانان شرق که اهالی ادب و هنر و سیاست و ورزش و اجتماع و اقتصادند، در جایی جمع میشوند و گپی میزنند با ذکر آرزوی ماندگاری روزنامه و شامی میخورند، و آخر شب با بدرقه میروند به منزلشان...“
روزنامه دیگری در سه سالگی به کما رفته است، اگر نوزادمرگ يا كودكمرگ نشده باشد. این حادثه برای روزنامهای که ذکر مجلس جشن سالانهاش، که همیشه شبهای جمعه برگزار میشود، آرزوی ماندگاری است، قاعدتاً نباید چندان غیرمنتظره باشد، حتی اگر جشنهايش را در باشگاه دیپلماتیک برگزار كند. اهالي شرق نگران راه سخت و سنگلاخ و طولانی میهمانان نیز نباید باشند، آنها سالهاست آموختهاند که وقتی دیپلماسی تعطیل باشد، راه باشگاه دیپلماتیک ناگزير چنين مشكلاتي را با خود خواهد داشت، ولی چاره چیست پیمودن این راه سخت و سنگلاخ و طولانی، به منظور حفظ كورهراههاي موجود، و به امید جستن راههای جدید به سوی آینده، تنها گزینه بدل رکود، ایستایی و مرگ است.
اگرچه داستان توقیف روزنامهها در این کشور، به خصوص در سالهای اخیر، حکایتی تکراری است، و چه بسا دیگر حساسیتی را هم بر نمیانگیزد، ولی توقیف روزنامه شرق با موارد پیشین دو تفاوت اساسی دارد. اول اینکه روزنامه شرق به اذعان همه افراد منصف یک روزنامه وزین حرفهای است، و از این لحاظ در عرصه مطبوعات یک افتخار ملی به شمار میرود. شرق اگرچه به طیف عمومی اصلاحطلبان تعلق دارد، ولی یک ارگان حزبی نیست. در روزنامه شرق از عسگراولادی و توکلی و ولایتی تا یزدی و دیهیمی و پيمان یادداشت مینویسند. حتی تندروترین جناحهای محافظهکار نیز دوست دارند صدايشان از طریق تریبون روزنامه شرق به گوش مردم برسد.
تفاوت دوم این است که در توقیف شرق دیگر مراعات تشریفات خسته کننده شکایت شاکیان نظامی و شبهنظامی، صدور حکم بازداشت موقت مدعیالعموم، رسیدگی محکمه و اعلامنظر هیأت منصفه ضروری تشخیص داده نشده است. قوه مجریه، که یکی از وظایف رییس آن اجرای قانون اساسی و دفاع از حقوق شهروندی و آزادی بیان، و یکی از شعارهای آن حذف تشریفات زاید است، رأساً با ابزار هيأت نظارت و ظاهراً با کمترین هزینه کار توقیف را انجام داده است.
منتخب انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، پس از انتخاب و پیش از تکیه زدن بر اریکه قدرت، در رابطه با آزادی گفته بود، که پس از روی کار آمدن دولت نهم همه معنی آزادی را خواهند فهمید. او گفته بود آزادی 360 درجه دارد، که تاکنون فقط 2 درجه آن دیده شده است، و قول داده بود که مردم به زودی مزه آزادی 360 درجه را خواهند چشید. آنهایی که حداقل آشنایی را با هندسه و مثلثات داشته باشند میدانند، از نظر هندسی 360 درجه با صفر درجه معادل است. به عبارت دیگر منتخب نهم در آن زمان اعتراف کرده بود که در دوره اصلاحات، که فریاد وااسلاما از دست آزادی بلند بود، فقط 2 درجه آزادی وجود داشته است، و قول داده بود که آزادی را به نقطه صفر بازگرداند. با این کارهایی که در اين يك سال توسط دولت انجام گرفته است، به نظر میرسد بازگرداندن آزادی به نقطه صفر نخستین وعده دولت نهم است که در پایان اولین سال خدمتگزاری و مهرورزی در حال تحقق کامل میباشد.

