به نام خدا
وقتی موضوع شخصیت شاه سلطان حسین و تأثیر آن بر روی رفتار مردم مطرح گردید، برخی آن را حمل بر طنز پردازی و مطایبهای با مخاطبین پنداشتند، برخی دیگر آن را نقل صرف یک حادثه تاریخی برای عبرت گرفتن دانستند، و جمع احتمالاً بزرگتری، با توجه به نزدیکی فصل انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری آن را استعارهای برای اعلام موضع در خصوص جریانها و شخصیتهای سیاسی روز تعبیر کردند. من تصور میکنم این طنز یا نقل تاریخی یا کنش سیاسی میتواند باب بحث درباره یک موضوع بسیار جدی و مهم را باز کند و آن بررسی نقش رهبران و حکمرانان در رفتار حکومتشوندگان است. موضوعی که اتفاقاً منشأ دینی دارد و در آموزههای دینی ما به آن پرداخته شده است.
حدیث بسیار مشهور ”الناس علی دین ملوکهم (مردم بر دین حکمرانانشان هستند)“ که از قول پیامبر اکرم نقل شده است یکی از اسناد دینی است که به این موضوع اشاره دارد. واژه دین در این حدیث، مانند بسیاری از احادیث دیگر، فراتر از اعتقادات دینی صرف بوده، و همه حوزههای اندیشه، اخلاق، و رفتار را دربرمیگیرد، و واژه ناس نیز بدیهی است که اشاره به تکتک افراد نداشته و متوسط جامعه را بازنمایی میکند. طبق این نقل شریف رهبران، چه بپذیرند و چه نپذیرند، مسئول بسیاری از رفتار متوسط شهروندان تحت مسئولیت خود هستند و باید در قبال آن پاسخگو باشند.
حاکمان شجاع مردمی دلیر میپرورند، مردم کشوری که حاضر به فداکاری در راه آرمانهای جمعی نبوده و سختیهای این راه را تحمل نمیکنند، رهبرانی شاه سلطان حسینی دارند.
مدیران صادق جامعه را به سمت راستگویی و راستکرداری سوق میدهند، مردمی که در بین آنها دروغ و فریبکاری با یکدیگر رایجترین کالای بازار است، حکمرانانی دروغگو و عوامفریب دارند.
رهبران منصف مردم را منصف بار میآورند، اگر در جامعهای انصاف کمیابترین کالا است، این متاع در بین رهبران حتماً کمیابتر است.
حاکمان رئوف رواج رحم و شفقت را در بین شهروندان موجب میشوند، جامعهای که مردم آن نسبت بهیکدیگر رحم نمیکنند، حتماً، حکمرانانی دارد که به مردم مهر نمیورزند.
رهبران اندیشمند کمحرف مردم را اهل تفکر، مطالعه و سکوت پرورش میدهند، اگر در جامعهای مردم کمتر گوش میدهند و هر کسی منتظر است حرف طرف مقابل تمام شود تا حرف خود را بزند، حتماً رهبرانی دارد که سرتاپا زبانند و اعضایی مثل گوش و چشم را بایگانی کردهاند.
حکمرانان عادل و صالح مردم را عادل و نیکوکار بار میآورند، وجود ظلم، فساد، تبعیض، ویژهخواری، و پارتیبازی در یک جامعه نشان از مراتب بالاتری از این خصلتها در مدیران دارد...
از قول حضرت امیر (ع) نقل شده است که فرمودند: ”مردم به رهبرانشان شبیهتر از پدرانشان هستند.“، مدیرانی که بهدنبال بررسی معضلات اجتماعی جامعه خود هستند بهتر است پیش از هر کار دیگری روبه روی آیینه وجدان خویش بنشینند، و در خلوت رفتار و کردار خود را با بیرحمی، آنگونه که هست نه آنگونه که به دیگران می نمایند و گاهی خود نیز باور می کنند، مورد مداقه قرار دهند. همان طوری که برای مردم راه خداشناسی از مسیر خودشناسی میگذرد، برای رهبران نیز راه مردمشناسی از گردنه خودشناسی عبور میکند.

