تبليغاتX
این روزها

به نام خدا

در میان مکتوباتی که لباس رسانه به تن کرده‌اند، کیهان پدیده کم‌نظیری است. اگرچه سال‌هاست بابت این مکتوب پولی پرداخت نکرده‌ام، ولی سعی می‌کنم مطالب آن را حتی‌الامکان به‌صورت مرتب پی‌گیری کنم. زمانی که در دستگاه‌های دولتی مسئولیت داشتم، از روزنامه‌های خریداری شده از محل بیت‌المال استفاده می‌کردم، و از وقتی که در سمت معاونت اداری و مالی دانشگاه تهران دستور تحریم خرید این روزنامه را، به دلیل توهین به دو تن از اساتید دانشکده حقوق، صادر کردم، نسخه‌های الکترونیکی آن را می‌بینم.

وقتی روز پنجشنبه 24 بهمن ماه سرمقاله کیهان را، که در آن آقای خاتمی به ترور تهدید شده بود، دیدم، پیش خود اندیشیدم که اگر این روزنامه قرار بود مدافع اصلاح‌طلبان بوده، و  مقاله‌ای با همین سبک وسیاق در دفاع از ورود خاتمی به عرصه انتخابات بنویسد، چه می‌نوشت؟

آیا کیهان اساساً می‌تواند به اردوگاه اصلاح‌طلبان تعلق داشته باشد؟ به‌نظر من روزنامه کیهان پیش و بیش از آن‌که ارگان یک جریان فکری و سیاسی، یا رسانه‌ای برای اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی باشد، یکی از ابزارهای عملیاتی و اجرایی یک مکتب و منش خصلتی و رفتاری است. در این مکتب مبتنی بر ثنویت ”من“ و ”دیگران“، ”من“ خیر مطلقی است که امکان اشتباه و خطا از طرف او قابل تصور نیست، او معیار طریقت و مدار شریعت است. انتظار مراعات اصول انسانی، اخلاقی و دینی از طرف کیهان انتظار نابه‌جایی است، چرا که اصول مستقلی خارج از اراده و تمایلات ”من“ وجود ندارد، و اساساً قابل تعریف نیست. ”دیگران“، اگرچه از رستگاری روز بازپسین بی‌نصیبند، ولی به نسبت میزان سرسپردگی و کرنش در مقابل ”من“ و ذوب‌شدگی در او می‌توانند حق حیات داشته باشند. ”دیگران“ نیمه‌های پنهان متنوعی دارند که ممکن است خود نیز از آن آگاهی نداشته باشند، ولی اسناد آن نزد کیهان موجود است. مأموریتی که به عهده کیهان گذارده شده است به تسلیم کشاندن یا نابودی ”دیگران“ به هر شکل و روش ممکن از شایعه‌پراکنی گرفته تا دروغ‌بستن، از تعریف و تمجید گرفته تا اختلاف‌افکنی، از تخریب گرفته تا تهدید، و حتی زمینه‌سازی برای ترور است.

کسانی که می‌خواهند در محیط سیاسی- اجتماعی ایران حضور فعال داشته باشند، خوب است مطالب این روزنامه، به‌خصوص یادداشت روز، ستون گفت‌وشنود، و اخبار ویژه آن را پی‌گیری کنند. با اندازه‌گیری کمیت این مطالب و تحلیل ادبیات و محتوای آن به‌راحتی می‌توان شرایط جوی را در محیط اطراف ”من“ سنجید. بین حجم این مطالب و درجه بی‌ادبانه و تخریبی بودن لحن و ادبیات آن از یک طرف، و پس بودن هوای زیست‌گاه کیهان از طرف دیگر همبستگی کاملاً معنی‌داری وجود دارد.

تلاش برای تعامل منطقی و مبتنی بر اصول رسانه‌ای با کیهان اتلاف وقت و تلاشی بیهوده و عبث است. خاموشی بهترین جواب و واکنش به مطالب این روزنامه است. از این روزنامه نه انتظار دلسوزی و خیرخواهی باید داشت، و نه نگران اثربخشی محتوای مطالب آن باید بود. مهم‌ترین کارکرد بیرونی این جریده روحیه دادن به اردوگاه ”من“ و ایجاد رعب و تردید در میان ”دیگران“ است. پی‌گیری مطالب روزنامه فقط به‌لحاظ شناسایی فتنه‌هایی که در پشت آن نهفته است، و پرهیز از افتادن در دام‌های مکارانه آن اهمیت دارد.

روزنامه کیهان فاقد اصالت و هویت ذاتی است، و نباید آن را یک روزنامه ایدئولوژیک یا متعلق به یک تفکر خاص تصور نمود. می‌توان کیهانی را با همین خصلت‌ها تصور کرد که از اصلاح‌طلبان دفاع کند.

اگر کیهان اصلاح‌طلب بود، سرمقاله نویس روز پنجشنبه 24 بهمن ماه روزنامه چه می‌نوشت؟ به‌نظر من ابتدا اسنادی از نیمه پنهان اطرافیان رییس جمهور را در ارتباط با سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسراییل افشا می‌کرد، سپس ضمن دفاع از شخص رییس جمهور دوره چهار ساله ریاست جمهوری نهم را مورد نقد قرار می‌داد. این‌که با تندروی‌های این دولت و نحوه طرح موضوع هولوکاست اسراییل در موضع مظلومیت قرار گرفته و پشتیبانی بیش‌تر غرب را جلب کرده است، این‌که نحوه تعامل با دنیا و ادبیات ماجراجویانه دولت موجب به‌خطر افتادن منافع ملی در حوزه‌های مختلف از جمله دریای خزر و خلیج فارس شده و به خروج نام منافقین از فهرست گروه‌های تروریستی منجر شده است، این‌که ایران ملعبه دست کشورهای دیگری مثل روسیه، چین، هند، و... برای معامله آن‌ها با آمریکا قرار گرفته است، و مواردی از این قبیل می‌توانست موضوع این نقد باشد. پس از نقد دولت بی‌اثر شدن عوام‌فریبی‌ها با توجه به عملکرد چهارساله و بی‌اعتمادی مردم نسبت به رییس جمهور و وعده‌های او بیان می‌شد. سپس ضمن به‌رخ کشیدن و بزرگ‌نمایی بیش از حد خاتمی و محبوبیت او، ورود او را برای طرفداران رییس جمهور نگران‌کننده می‌خواند. در پایان نتیجه می‌گرفت که منافع اسراییل و منافقین، که با عملکرد چهار ساله این دولت از انزوا خارج شده‌اند، اقتضا می‌کند که در انتخابات آینده تلاش کنند رییس جمهور فعلی مجدداً انتخاب گردد، و اکنون که از رأی آوردن او کاملاً مأیوس هستند، تمام امید خود را به تقلب گسترده و جابه‌جایی آرا بسته‌اند، و اگر احساس کنند که دولت از انجام آن عاجز است جه‌بسا برای به‌هم زدن صحنه و تغییر فضای موجود رییس جمهور را به‌دست اطرافیان او که سابقه کارهای تروریستی نیز دارند، ترور کرده و گناه آن را به‌گردن اصلاح‌طلبان بیندازند. احتمالاً در جملات پایانی یادداشت نیز به ترور اسحاق رابین به‌عنوان حجت تحلیل اشاره می‌شد.

 اگر هم کسی به چاپ یادداشت فوق اعتراض می‌کرد، کیهان کاملاً طلبکارانه مدعی می‌شد که کاری کاملاً منطبق با منافع ملی انجام داده است و باید به دلیل افشای توطئه ترور رییس جمهور مورد تشویق قرار گرفته و نشان درجه 1 افشاگری به او داده شود.

کسانی که نگرانند کیهان در صورت چاپ چنین مطلبی به جرم تشویش اذهان یا توهین تعطیل شود، مطمئن باشند اگر روزی چنین مطلبی در این روزنامه چاپ شد، حتماً قبلاً همه مشکلات آن با مراجع ذیربط حل شده است. تعطیلی این روزنامه به‌دلایل امنیتی، قضایی، یا بحران مالی امر محالی است. تعطیل ناپذیر بودن یکی از ویژگی‌های ذاتی کیهان است.

+ نوشته شده توسط علی اصغر خدایاری در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 7:18 |