تبليغاتX
این روزها

به نام خدا

 “نام هاشمی در تاریخ با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.”

جمله فوق در زمان استانداری آقای احمدی‌نژاد در اردبیل بر زبان ایشان جاری شده است. اشتباه نکنید منظور گوینده از هاشمی در این کلمه قصار، هاشمی ثمره نیست، هاشمی رفسنجانی است!

نمی‌دانم چرا پس از دیدن این جمله یاد آقای طبرزدی افتادم.

احمدی‌نژاد و طبرزدی دو تن از اعضای فراکسیون کوچکی بودند که در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جنبش اسلامی دانشجویی شکل گرفت. اختلاف اعضای این حلقه کوچک با بدنه اصلی دانشجویان مسلمان پیش و بیش از آن‌که عقیدتی باشد، ریشه در خصلت‌ها داشت. افراط و تفریط، عدم اعتقاد به روابط دموکراتیک در درون تشکیلات، خودمحوری و قدرت‌طلبی از مهم‌ترین خصلت‌های اعضای حلقه انشعابیون بود. سازمان‌دهی برای انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها را می‌توان اثرگزارترین فعالیت این حلقه در دوران حیات امام به‌حساب آورد.

پس از رحلت حضرت امام اعضای گروه با توجه به ارتباطاتی که با ارکان مختلف قدرت برقرار کرده بودند، در مراکز کلیدی به‌خصوص صداوسیما، بیت رهبری، شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، دولت، و ... وارد شده و رشد کردند.

طبرزدی، یکی از اعضای اصلی گروه، در همان سال‌های اول پس از رحلت امام اتحادیه انجمن‌های اسلامی فارغ‌التحصیلان و دانشجویان را بنیان نهاد. مهم‌ترین ویژگی این اتحادیه، که از افراد بسیار معدودی تشکیل می‌شد و آقای طبرزدی همه‌کاره آن بود، افراط و غالی‌گری بود. این گروه برای اولین بار لقب “امام” را برای مقام رهبری و عنوان “آیت‌الله” را برای آقای هاشمی رفسنجانی به‌کار برده و عبارات بسیار تملق‌آمیزی را درباره مقامات عالی‌رتبه نظام مورد استفاده قرار داد. فرآیند استحاله آن گروه غالی متملق به این گروه تندرو مخالف نظام جمهوری اسلامی که هیچ اصولی را برنمی‌تابد، مدت زیادی به‌طول نیانجامید. نشریه پیام دانشجوی بسیجی که در آن سال‌ها توسط طبرزدی منتشر می‌شد، این فرآیند استحاله را به‌خوبی بازنمایی می‌کند. نه آن غالی‌گری از سر ارادت بود، و نه این تندروی از سر مخالفت اصولی می‌باشد. این دو حالت دوروی سکه خودمحوری و قدرت‌طلبی است.

به‌نظر می‌رسد که یار دبستانی آقای طبرزدی نیز گام در همین راه نهاده است. تا این‌جا در نگاه او هاشمی، که قرار بود تاریخ نام اورا با درخشندگی و نیکی ثبت کند، به مروج اشرافیت تبدیل شده است، همه دولت‌های پس از انقلاب نیز که از آن‌ها بانام دولت کریمه و نظام مقدس یاد می‌شده است ناکارآمد، اهل سوء استفاده و خائن بوده‌اند. در مناظرات و برنامه‌های تبلیغاتی اخیر رییس دولت نهم حریم شخص امام نیز از اتهامات مشابه مصون نمانده است. برای مقایسه این نظرات با نظرات دوران انتقال آقای طبرزدی مراجعه به شماره‌های نشریه پیام دانشجوی بسیجی و مشاهده تشابه این دو روند حرکتی بسیار مفید است.

نحوه ادامه حرکت آقای احمدی‌نژاد و دوستان وی به نتایج انتخابات بیست‌ودوم خرداد هشتادوهشت بستگی دارد. آن‌چه مسلم است اولویت اول این فرقه حفظ صندلی ریاست جمهوری به‌هر قیمت ممکن است، که البته با توجه به شرایط موجود، حتی با کمک نیروهای غیبی اجرایی و نظارت، غیرممکن به‌نظر می‌رسد.

گام دوم، در صورت مؤفقیت در گام اول، که البته بسیار بعید است، به‌احتمال زیاد زمینه‌سازی برای مادام‌العمر کردن ریاست جمهوری برای آقای احمدی‌نژاد خواهدبود، و در صورت شکست در آن گام، که بسیار محتمل‌تر است، دعا برای عاقبت به‌خیری بهترین هدیه‌ای است که می‌توان به آقای احمدی‌نژاد و دوستانشان تقدیم کرد.

... و در هر صورت، همه باید از شر فتنه‌های شیاطین به خدای بزرگ پناه ببریم.

+ نوشته شده توسط علی اصغر خدایاری در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 11:35 |

به نام خدا

 می‌گویند فردی که منطق را قبول نداشت، خدمت مرحوم علامه طباطبایی رسید، و برای ثابت کردن ادعای خود شروع به استدلال کرد. همان‌طوری که مدعی با شور و هیجان برای اثبات معتبر نبودن قوانین منطق، پشت‌سرهم گزاره‌هایی را به‌عنوان دلیل قطار می‌کرد، مرحوم علامه زیر لب جابه‌جا می‌گفت: صغری، کبری، نتیجه! مدعی بخت برگشته با غرور و تبختر نیشخند می‌زد، و فکر می‌کرد رقیب را منکوب کرده است، در حالی که در طول بحث جز ارایه سند بر علیه ادعای خود کاری نکرده بود...

اگر چه خنده‌ای بر لب داشت و سعی می‌کرد خود را آرام و مسلط نشان دهد، ولی کاملاً معلوم بود که عصبی و دستپاچه است. مجری برنامه از او خواست تا با بینندگان برنامه سلام‌وعلیکی داشته باشد، ولی انگار نشنید. اگر تذکر مجدد مجری نبود، بدون سلام سخنان اصلی خود را شروع کرده بود...

رقیب او روزی که پس از بیست و چند سال فاصله گرفتن از قدرت، وارد عرصه تلاش برای کسب قدرت سیاسی شد، گفته بود اگر نسبت به قانون‌گریزی رییس قوه اجرایی، و احیای روحیه خودکامگی و دیکتاتوری در کشور احساس خطر نمی‌کرد، هرگز وارد صحنه نمی‌شد.

... بحث را که شروع کرد، معلوم بود به هدف خود نخواهد رسید. گویا مأموریت آن شب او اثبات درستی نگرانی رقیب بود. مثل همیشه ابتدا خود را “ملت ایران” نام نهاد، و به‌عنوان حق مطلق در مرکز هستی قرار داد. سپس به تشریح توهم خویش درباره ائتلاف همه برای مخالفت با خود پرداخت. از توطئه هماهنگ دولت‌های بیست و چند سال گذشته برای مقابله با دولت امروز او سخن گفت. از هماهنگی سه رقیب فعلی، که یکی از آن‌ها نخست‌وزیر امام، دیگری از اصحاب سر امام، و سومی فرمانده سپاه امام در دوره دفاع مقدس است، برای تخریب خود خبر داد. ادعا کرد اسناد خیانت همه را زیر بغل دارد. از همه کارهایی که انجام داده است در حد اموری مقدس دفاع کرد. وزرای کشور فعلی، مرد چند صد میلیاردی، و قبلی، دکتر قلابی، را در حد قسیسینی که برای خدمت به مردم به زندگی مرفه خویش پشت پا زده‌اند، بالا برد. و ...

برای این‌که کسی به دیکتاتوری خود اعتراف کند، لازم نیست بگوید “من دیکتاتور هستم”، هیچ دیکتاتوری این چنین نکرده است. برای اقرار به خودکامگی همین کافی‌است که انسان همه کارهای خود را درست بپندارد، فکر کند غیر از او کسی چیزی نمی‌فهمد، همه را مخالف و دشمن خویش تصور کند، دیگران را به هر طریق ممکن از دروغ و فریب گرفته تا تهمت و افترا و پرونده‌سازی تخطئه کند و ... و او آن‌شب همه این کارها را انجام داد...

...رقیب او، که از همیشه آرام‌تر به‌نظر می‌رسید، متین و مطمئن دغدغه‌های خود را بیان می‌کرد، و هر از چندگاهی به این موضوع که همین نحوه برخورد او، وی را به آمدن به صحنه ترغیب کرده است، اشاره می‌کرد: صغری، کبری، نتیجه...

... از بس شیفته فضایل خویش، و سرمست از افشاگری درباره دیگران بود، متوجه گذر زمان نشد. در پایان برنامه وقتی مجری اعلام کرد “کات”، صدای او از پشت میکروفونی که در حال خاموش شدن بود به‌گوش می‌رسید که می‌گفت هنوز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. نمی‌دانم ایشان وقتی‌که در آخرین سکانس زندگی از کارگردان زندگی و مرگ فرمان “بازی تمام شد” را می‌شنوند، بازهم حرفی برای گفتن خواهند داشت؟...

به ما خبر داده‌اند زیان‌کارترین افراد کسانی هستند که تلاش‌های شبانه روزی آن‌ها در این دنیا جز تباهی نمی‌افزاید، و خودشان چنین گمان می‌کنند که در حال انجام کارهای نیکو هستند. بزرگ‌ترین دشمن این زیان‌کاران، که از آنان نیز نگون‌بخت‌ترند، کسانی هستند که با علم به این زیان‌کاری از آنان حمایت کرده و شتاب سقوط خود و ایشان را تشدید می‌کنند.

+ نوشته شده توسط علی اصغر خدایاری در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 7:40 |