تبليغاتX
این روزها - و یک‌بار دیگر صدای خنده خدا

به نام خدا

 

می‌گویند خدا در دو جا خنده‌اش می‌گیرد. یکی جایی که عده‌ای صاحب قدرت و مکنت همه توان و امکانات خود را به کار می‌گیرند تا بنده عزیزی را به زمین بزنند و خوار کنند، و چون اراده خداوند بر حفظ سربلندی و عزت این بنده تعلق گرفته است، او هر روز عزیزتر می‌شود، و دیگر در جایی که عده‌ای سعی می‌کنند با زر و زور و تزویر کسی را که خدا ذلت او را اراده کرده است به ناحق عزیز کنند، و تمام تلاش‌هایشان به رسوایی و خواری بیش‌تر او می‌انجامد.

            عصر روز سه‌شنبه 20 آذر ماه 1386 صدای قهقهه خدا را در سالن شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران به خوبی می‌شد شنید.

 

خاتمی پس از سه سال، این بار هم مثل آن سال به مناسبت 16 آذر روز دانشجو، به دانشکده فنی قدم گذاشته است. جمعیت در سالن و اطراف آن موج می‌زند. خودشان اراده کرده‌اند که بیایند بدون هیچ ابلاغ اداری یا دستور سازمانی. به پای خود آمده‌اند بدون آن‌که کسی برای آوردن آن‌ها اتوبوس تدارک دیده باشد. با اراده و رغبت آمده‌اند بدون انتظار نام، نان، پاداش، سهمیه یا اضافه‌کاری، و بدون ترس از ستاره گرفتن. هیچ نشان و علامت مشخصه خاصی ندارند، دانشجویند و ایرانی، و البته خواستار آزادی و عدالت.

 

خاتمی فرد ناشناخته‌ای نیست، بسیاری از این دانشجویان که در 2 خرداد 76 دانش‌آموز دبستانی بوده‌اند، در سال‌های اخیر تحت بیشترین سمپاشی و جوسازی علیه او و اصلاحاتش قرار گرفته‌اند، و کسی چه می‌داند شاید حتی بخشی از آنان در 3 تیر 84 به‌فرمان حزب پادگانی یا تحت تأثیر عوام‌فریبی‌ها برعلیه او و طرفدارانش رأی داده باشند. دانشجویان قدیمی‌تر نیز، او و عملکردش را در سال‌های مسئولیت به‌یاد دارند و چه‌بسا انتقادهای زیادی هم به او داشته‌اند. امروز کسی برای ارضای کنجکاوی یا از سر ماجراجویی به سالن نیامده است. همه می‌دانند برای چه آمده‌اند و می‌دانند به طرفداری از چه‌کسی شعار می‌دهند. خاتمی هندوانه نبریده‌ای نیست که فقط حرف‌های زیبا می‌زند، منش او، روش او، توان اجرایی او، و میزان خطرپذیری او مثل آفتاب برای همه روشن است.

 

اگرچه نگرانی نسبت به وضعیت کشور و نارضایتی از شرایط به‌هم‌ریخته موجود در چهره‌ها موج می‌زند، اگرچه پرسش‌های بی‌پاسخ و مطالبات به‌حق فراوانی آنان را رنج می‌دهد، اگرچه افراد کتک‌خورده و زندان‌رفته در بین آنان حضور دارند، اگرچه هنوز دوستان بی‌گناهشان در بازداشت هستند یا از دانشگاه اخراج شده‌اند، اگرچه به خاطر ظلمی که بر آنان می‌رود حق دارند فریاد بزنند، ولی ادب و تجربه مانع فوران این آتشفشان انسانی است.

 

صل علی محمد               ناجی ملت آمد!

خاتمی دوستت داریم!

دانشگاه سنگر است         خاتمی را یاور است!

درود بر خاتمی!

شعارهایی که یک لحظه قطع نمی‌شود، حتی کسانی که دستور دارند خاتمی را دوست نداشته باشند هم تکرار می‌کنند، نه بی‌اراده که از روی آگاهی.

 

از شعارهای تند که نقل دائمی این‌گونه مجالس است، خبری نیست. مرگ بر دیکتاتور!، زندانی سیاسی آزاد باید گردد! و چند شعار دیگر نیز گاهی به گوش می‌رسد، ولی حجم آن در مقایسه شعارهای فوق اندک است. نه این‌که حاضرین مرگ دیکتاتور را نمی‌خواهند، یا این‌که آزادی زندانیان سیاسی جزو مطالباتشان نیست، بلکه امروز می‌خواهند اولین جلسه بازگشت مجدد خاتمی به دانشگاه را، به شهادت دادن به عزت و محبوبیت او اختصاص دهند.

 

امروز خداوند اراده کرده است سیر بخندد!

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر خدایاری در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 14:14 |