تبليغاتX
این روزها - این هنوز از نتایج سحر است

به نام خدا

 

یکی از کارهایی که با نزدیک شدن فصل انتخابات در جامعه سیاسی رواج پیدا می‌کند رایزنی احزاب و فعالین سیاسی با افراد مؤثر و رأی‌آور جهت ثبت‌نام و نامزدی در انتخابات است. اگرچه این کار در هر دو جناح محافظه‌کار و اصلاح‌طلب رایج می‌باشد، ولی به‌خصوص در بین اصلاح‌طلبان، با توجه به احتمال بالاتر ردصلاحیت باندی و غیرعادلانه چهره‌های شاخص آن‌ها، مرسوم‌تر است. افراد مورد رجوع اصلاح‌طلبان نیز معمولاً شخصیت‌های مستقل شناخته‌شده و غیرحزبی می‌باشند، که از یک‌طرف احتمال ردصلاحیت شدن آن‌ها کم‌تر است، و از طرف دیگر امکان رأی آوردن بالاتری دارند.

 

در آستانه انتخابات مجلس هشتم نیز همین فرآیند تکرار گردید، که نتیجه رایزنی‌های انجام شده چند تفاوت اساسی با دوره‌های قبل داشت. تفاوت اول افزایش قابل‌توجه درصد افرادی بود که از پذیرش دعوت اصلاح‌طلبان امتناع می‌کردند. تفاوت دیگر نوع استدلال آنان برای عدم‌پذیرش بود. در دفعات قبل برای نپذیرفتن دعوت معمولاً دو دلیل ارایه می‌شد. دلیل اول عدم اعتماد به تأیید صلاحیت خود و پرهیز از ورود به عرصه‌ای بود که در آن امکان مورد تهمت و افترای ناجوانمردانه قرار گرفتن وجود داشت، و دلیل دوم تعارفات معمول و شکسته‌نفسی و معرفی افراد دیگری برای انجام این مسئولیت بود. در رایزنی‌های اخیر، تقریباً همه افراد ناامیدی از امکان مؤثر بودن در مجلس را دلیل رد پیشنهاد عنوان می‌کردند. این افراد معتقد بودند مجلس در فرآیند تصمیم‌گیری در کشور هیچ نقشی ندارد و از طریق مجلس هیچ مشکلی از کشور قابل‌حل نیست. این نوع استدلال موجب مقاومت بسیار بیشتر این افراد در مقابل اصرار برای حضور در صحنه شده بود. در دفعات قبل با پیگیری و واسطه قرار دادن شخصیت‌های موردوثوق امکان منصرف کردن افراد از تصمیم عدم حضور وجود داشت، ولی این بار هیچ ابزاری برای راضی کردن آن‌ها کارگر نمی‌افتاد. طبق اطلاعات مؤثق واصله، در جناح محافظه‌کار نیز همین مشکل، شاید با شدت کم‌تر، وجود داشته و دلیل اقامه شده در آن‌جا نیز مشابه همین‌جا بوده است.

 

و این بلایی است که نظارت استصوابی بر سر مجلسی آورده است که قرار بود در رأس امور باشد.

 

وقتی پس از ارتحال بنیان‌گزار جمهوری اسلامی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس و ریاست جمهوری توسط خود ناظرین استصوابی تفسیر گردید، بسیاری از دلسوزان انقلاب هشدار دادند که این رویکرد مغایر روح اصلی حاکم بر قانون اساسی برآمده از نهضت مردمی بهمن 57 است، و در درازمدت به دو مرحله‌ای شدن انتخابات و درنتیجه غیرمؤثر شدن نهادهای انتخابی منجر خواهد گردید. قابل پیش‌بینی بود که تأثیر نظارت استصوابی در نحوه برگزاری انتخابات متوقف نخواهد ماند و به‌تدریج به محتوای نهادهای منتخب نیز نفوذ خواهد کرد. نمایندگانی که ورود خود را به مجلس نه به دلیل رأی مردم، بلکه پیش و بیش از آن ناشی از مرحمت و بنده‌نوازی 6 یا 12 نفر عضو شورای نگهبان می‌دانند، اگر قصد باقی‌ماندن در منصب کسب‌شده را داشته باشند، معلوم است که باید وام‌دار چه کس یا کسانی باشند، و قیام و قعود خود را با چه محوری تنظیم کنند.

 

چنین به‌نظر می‌رسد که طراحان نظارت استصوابی در آن روز برای تعطیل کردن مجلس منصوص در قانون اساسی، که باید در رأس امور می‌بود نقشه کشیدند. تفکری که از اول بنای سازگاری با اندیشه امام را نداشت و همیشه در فکر احیای حکومت اسلامی با مدل خلافت انتصابی بود، و نظر و رأی مردم را حداکثر برای زینت، بیعت، و دموکرات‌نمایی در سطح بین‌المللی قبول داشت، وقتی نتوانست مجلس را رسماً تعطیل کند، در صدد استحاله و تبدیل آن به یک مجلس مشورتی مطیع برآمد.

 

امروز کار به جایی رسیده است که معتدل‌ترین و خوش‌بین‌ترین افراد نیز امیدی به اثربخشی مجلس در سامان دادن به امور کشور ندارند. تلاش احزاب و فعالین سیاسی برای فراهم آوردن شرایط حداقلی لازم جهت شرکت در انتخابات نیز از آن جهت است که اولاً فعالیت انتخاباتی بارزترین صورت فعالیت سیاسی بوده و ادامه حیات احزاب منوط به‌حضور درعرصه فعالیت‌های سیاسی است، و ثانیاً اقتضای مشی اصلاح‌طلبانه حضور در این مرکز بالقوه مهم، و تلاش برای بازگرداندن اقتدار مجلس به روش‌های مسالمت‌جویانه و از طریق آگاهی بخشی به مردم است.

 

حفظ صورت مجلس و خالی کردن آن از محتوی زیان‌بارتر از تعطیل کردن رسمی آن است. اگر یاران و شاگردان امام، علمای روشن‌بین، احزاب سیاسی اعم از اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، و همه دلسوزان انقلاب اسلامی تدبیری نیندیشند، با ادامه روند موجود روزبه‌روز دایره ردصلاحیت‌ها گسترده‌تر و حلقه محرمان نظام تنگ‌تر خواهد شد. امروز فقط احزاب اصلاح‌طلب به دلیل ردصلاحیت‌های گسترده عملاً از نامزد کردن افراد اصلی خود محرومند، چه‌بسا فردا همین مشکل برای احزاب محافظه‌کار مستقل پیش آید. و دور نیست روزی که به احزاب و تشکل‌های مستقل اجازه معرفی نامزد نیز داده نشود، و معرفی نامزدهای شایسته منحصراً در صلاحیت حوزه‌های علمیه و تشکل‌های روحانی، آن‌هم برخی مدارس و تشکل‌های خاص قرارگیرد، کاری که قراربود در انتخابات مجلس دوم صورت گیرد و توسط امام ناکام ماند.

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر خدایاری در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 11:32 |