تبليغاتX
این روزها - درددلی با امام

به نام خدا

 

سلام خدا و فرستاده اوبرتو که در دوران غربتِ دینِ خدا برای احیای کتاب و سنت رسول قد برافراشتی! 

 

درود خلق خدا بر تو که تشنگان معنویت، عدالت و آزادی را در مبارزه با قدرت‌پرستی، ظلم و خودکامگی رهبری کردی!

 

استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی پاداش ایستادگی تو و پایداری امت گوش به فرمان تو بود، که تقدیم ایرانیان شد.

 

ای بنده صالح خدا مشاهده تاراج دستاوردهای نهضت تو از یک‌طرف، و مصیبت‌های پی‌درپی وارده از طرف دیگر، عنان شکیبایی از کف وفاداران به راه تو ربوده و توان خویشتن‌داری را از آنان گرفته است.

 

اکنون که یار دیرینت پس از 18 سال دوری در جوار تو منزل گزیده است، شرح ستم‌هایی را که پس از هجرت تو بر ما وارد شده است از او پرس‌وجو کن. او سال‌ها ملازم تو بوده وبا مشی و منش تو آشنایی کامل دارد، و آن‌چه را هم که پس از رحلت تو به‌نام راه تو بر ما رفته شاهد بوده است. او حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، اگر شوق دیدار تو غم این سال‌ها را از دل او نبرده باشد. آن‌چه من می‌خواهم بگویم چند نکته کوتاه از چیزهایی است که دل‌سپردگان راه تو امروز به آن مبتلا هستند. شرح مفصل ماوقع را با اصرار از همسایه جدید خویش جویا شو!

 

امام من! امروز در این‌جا شاخص اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی نه اعتراف زبانی به وحدانیت خداوند، رسالت پیامبر اکرم(ص)، و اعتقاد به روز بازپسین، و ملتزم بودن به قانون اساسی، بلکه اثبات ذوب‌شدگی کامل در قدرت است!

 

امام من! شنیدم زمانی به خاطر ردصلاحیت یک فرد مسلم نمازخوان برآشفته شده و ردصلاحیت کنندگان را توبیخ کرده‌بودی! کاش امروز بودی و می‌دیدی که مومنان جبهه‌رفته نماز شب‌خوان به اتهام عدم اعتقاد و التزام به اسلام ردصلاحیت می‌شوند، و ردصلاحیت کنندگان مورد تشویق قرار می‌گیرند.

 

امام من! در دینی که تو به ما شناسانده‌ای جرم ستم‌پذیر در تحقق ظلم کم‌تر از ستم‌کار نیست، و خدای این دین فریاد زدن مظلوم را، ولو به تندی، نکوهش نکرده و مجاز شمرده است، ولی امروز در این‌جا از ستم‌دیدگانی که چهار سال پیش به دلیل ظلمی که بر آنان رفته بود فریاد زده‌اند، خواسته می‌شود به خاطر آن فریاد تظلم‌خواهی استغفار کنند و خطاب به کسانی که این ستم را در حق آنان رواداشته‌بودند، توبه‌نامه بنویسند. البته رأفت حاکمان شامل این مظلومین شده و زندگی آنان مورد تعدی قرار نگرفته است، ولی ستمدیدگانی که در آینده از سر درد فریاد بزنند، معلوم نیست این‌قدر خوش‌شانس باشند.

 

امام من! امروز در این‌جا کسی بر دهان مدیحه‌سرایان خاک نمی‌پاشد. مجیزگویی قدرت و تملق نسبت به قدرتمندان، رایج‌ترین سکه بازار سیاست است، و این کار اگر با ایراد افترا، تهمت و دشنام‌های رنگارنگ نسبت به مغضوبین قدرت همراه باشد، مطلوبیت بیشتری دارد.

 

امام من! رسانه‌ای که بنا بود دانشگاه بزرگ جامعه باشد، امروز به کودکستانی تبدیل شده است که مخاطبین خود را کودک و نادان می‌پندارد، و به جای افزایش آگاهی آنان در تحمیر و تحمیق آن‌ها می‌کوشد.

 

امام من! نظامیانی که امر کرده بودی از نزدیک شدن به عرصه سیاست پرهیز کنند، و البته برخی از آنان اطاعت نکرده و پنهان‌کاری پیشه کرده بودند، امروز علنی و شمشیر به کمر وارد میدان سیاست شده‌اند، و اساساً مدیریت سیاسی‌ترین ارکان حکومت به دست نظامیان و مقامات امنیتی کهنه‌کار و با تجربه افتاده است.

 

امام من! امروز بیان سیره و سنت تو و اعلام‌خطر نسبت به انحراف نظام از مسیر اصلی نهضتی که آن را به‌وجود آورده است، حتی اگر از طرف مورد اعتمادترین افراد نزد تو صورت گیرد، پاسخی جز پرخاش، افترا و توهین نمی‌یابد.

 

امام من! کسانی که گفته بودی پدر پیر ما، بیشترین خون‌دل را از دست آنان خورده‌است، کسانی که کوزه‌ای را که مصطفای تو از آن آب خورده بود، آب کشیده بودند، کسانی که جشن‌های نیمه شعبان را در آن سال‌های آتش و خون با آن شکوه برپا داشته بودند، کسانی که طرفداران آن‌ها را شیاد خوانده بودی، کسانی که...، امروز نظریه‌پرداز حکومت دینی شده‌اند و بیشترین نفوذ را در قدرت دارند و انتقام تو را از نزدیکان و طرفدارانت می‌گیرند. امروز نوه‌های پسری و دختری تو نیز هزینه بغض آنان نسبت به پدربزرگ خود را پرداخت می‌کنند.

 

گناه ما چیست، جز آن‌که به تو و راهی که تو نشان دادی دل بسته‌ایم، و بر پیمان خویش استوار ایستاده‌ایم؟ گناه ما چیست، جز آن‌که حاضر به پذیرش انحراف‌ها و سکوت در برابر کج‌اندیشی‌ها و کج‌روی‌ها و همراهی با عهدشکنان نیستیم؟ گناه ما چیست، جز آن‌که به مردم و کشور خود عشق می‌ورزیم، و معتقدیم مردم رشید قیم نمی‌خواهند و هیچ‌کس در هیچ لباسی و با هیچ سمتی حق ندارد در غیاب مردم از طرف مردم برای مردم تصمیم بگیرد؟ گناه ما چیست، جز آن‌که یقین داریم مردمی که در آن سال‌های پرخطر با اختیار و بدون هیچ‌گونه استصوابی تو و راه تو را برگزیدند و هزینه زیادی برای این انتخاب خود پرداخت کردند، امروز نیز می‌توانند مصالح خود را به‌درستی تشخیص دهند، و راهی را که به نفع دین و ملک و ملت است برگزینند؟ گناه ما چیست،...؟

 

حوادث این روزها داغ رفتنت را در دل ما تازه کرده است، برای کسی که توفیق نفس کشیدن با تو را در یک فضای مشترک تجربه کرده است، زندگی کردن در این محیط چه دشوار است!

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر خدایاری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 17:53 |