به نام خدا
آقای رییس جمهور!
امروز از یکی از دانشجویانم، که فردی غیرسیاسی و بسیار مؤدب است و در رشته مهندسی معدن دانشگاه تهران تحصیل میکند، شنیدم که جنابعالی در جلسه با فرماندهان نیروی انتظامی به آنها توصیه فرمودهاید اراذل و اوباش را برای آدم شدن به کار در معادن تبعید کنند. به دانشجویان عزیزم، که چهبسا خود را مخاطب این موضوع تصور کرده و آن را توهین به خویش تلقی میکنند، توصیه میکنم کریمانه از کنار این سخنان بگذرند و آن را خیلی جدی نگیرند، کمااینکه اگر خودم هم این سخنان را از طریق رسانهها شنیده بودم واکنشی به آن نشان نمیدادم. با اینهمه، آنچه باعث شد قلم بهدست بگیرم و این نامه سرگشاده را خدمت شما بنویسم، حالت بهت و تأثری بود که در آن دانشجو مشاهده کردم. من بهعنوان معلمی که قریب بیست سال است در دانشکده مهندسی معدن دانشگاه تهران تدریس میکند، و طی این مدت سعی کردهاست هرگز نسبت به احساسات و دغدغههای دانشجویانش، که از جمله پاکترین فرزندان میهن هستند، بیتفاوت نباشد، نمیتوانم احساسات او را نادیده بگیرم، و نگارش این نامه کوچکترین کاری است که میتوانم در ابراز همدردی با او، و سایر دانشجویان این رشته انجام دهم.
آقای رییس جمهور!
هر کتاب تاریخ تمدنی را که بگشایید ملاحظه خواهید فرمود دو صنعت معدنکاری و کشاورزی اولین صنایعی بودهاند که در سطح کره زمین بهوجود آمده و توسعه یافتهاند. اگر اندکی در این حوزه مطالعه کنید درخواهید یافت که تاریخ پیشرفت تمدن بشری و تاریخ توسعه معدنکاری چنان همبستگی شدیدی باهم نشان میدهند که دورههای تمدن انسان را با محصولات معدنی نامگزاری کردهاند. لابد شما هم مثل من تعابیری مثل دوره پارینهسنگی، عصر مفرغ، عصر آهن و مواردی از این قبیل را که در کتابهای دوره ابتدایی هم از آنها نام برده شده بود، بهخاطر دارید. اگرچه امروز معدنکاری و کشاورزی از جمله مظلومترین بخشهای صنعت هستند، ولی بدون تردید تمدن عظیم بشری حیات خود را، چه در حدوث و چه در بقا مدیون این دو بخش است.
آقای رییس جمهور!
معدنچیان و کشاورزان زحمتکشترین و سودمندترین اقشار جامعه هستند که بدون ادعا در دورافتادهترین نقاط کشور به تولید ثروت ملی مشغولند، و روزی خود را با تلاش خستگیناپذیر از دل زمین بیرون میکشند. سخن به گزاف نگفتهایم اگر بگوییم این دو قشر روزی خود را مستقیماً از دست خدا دریافت میکنند. اکرام این صاحبان بوسهگاه پیامبر نه به صدقه و اعانه، که به حفظ منزلت آنان است.
آقای رییس جمهور!
آیا اطلاع دارید که مهد مدیریت جدید، که بدون تردید در پیشرفتهای شگفت صنعتی پس از قرن هیجدهم میلادی نقش بیبدیلی داشته، معدن بوده است؟ آیا میدانید هم تایلور، بنیانگزار مکتب مدیریت علمی، و هم فایول پایهگزار مکتب مدیریت اداری نظریههای مدیریتی خود را براساس تجربیاتشان در محیطهای مرتبط با صنعت معدنکاری صورتبندی کردهاند؟
آقای رییس جمهور!
این که تصور فرمودهاید معدن محل کار اراذل و اوباش است، مسبوق به سابقه میباشد. در گذشته هم به علت ماهیت سخت و خطرناک معدنکاری، غالباً برای کار در معادن از مجرمین و بردگان استفاده میشده است، تا اینکه در سال 1185 میلادی کشیشی بهنام اسقف Trent حقوقی مشابه حقوق اجتماعی سایر صنعتکاران را به معدنچیان اعطا نمود. نمیدانم خبر این تحول بهگوش شما نرسیده است، یا اینکه فکر کردهاید مربوط به تمدن غرب بوده و به درد جامعه اسلامی و ملت ایران نمیخورد؟
آقای رییس جمهور!
شاید کشورهای پیشرفته و ثروتمند، که کمتر به مواد معدنی تکیه داشته و بیشتر درآمد خود را از طریق تولید دانش و فنآوری کسب میکنند، و چهبسا صنعت معدنکاری در آنها رو به افول است، بتوانند نقش معدنکاری را در تمدن فراموش کنند، ولی از رییس جمهور کشوری که هنوز منابع زیرزمینی بیشترین سهم را در اقتصاد آن دارد، چنین برخوردی بعید، غیرمنصفانه و غیر قابل درک است.
آقای رییس جمهور!
اگر به خاطر داشته باشید چند سال پیش یکی از کارگردانان نامی کشور فیلمی ساخت که سوژه اصلی آن یک پرستار بود، برخی از پرستاران موضوع این فیلم را که به ازدواج موقت مربوط میشد، توهین بهخود تلقی کرده و به تحرکاتی از قبیل تجمع در مقابل برخی نهادها دست زدند، که این تحرکات از طرف برخی از رسانهها و جریانهای همفکر شما مورد پشتیبانی نیز قرار گرفت. آیا بهنظر شما اکنون افراد درگیر در صنعت معدنکاری حق دارند این فرمایش شما را توهین بهخود بپندارند، و نسبت به آن اعتراض کنند؟ اگر در اعتراض به این توهین بخواهند تحرکاتی انجام دهند، فکر میکنید از طرف دولت، نیروی انتظامی، و رسانههای وابسته به جریان شما چه برخوردی با آنان بشود؟
آقای رییس جمهور!
من شخصاً فکر میکنم شما قصد توهین به این قشر زحمتکش را نداشتهاید، و این سخن بدون اراده بر زبانتان جاری شده است، و تصور میکنم در سخنرانیهای جنابعالی از این سنخ سخنان نسنجیده موارد متعددی را میتوان سراغ گرفت. این اشتباهات پیامد طبیعی درازگویی و زیاد حرف زدن بوده و جوگیر شدن یکی از عوارض شایع شهوت زبان است. کمااینکه در آموزههای دینی ما دو نتیجه اصلی افزایش کلام، کم شدن شرم و حیا، و زیاد شدن خطا اعلام شده است.
آقای رییس جمهور!
تا آنجایی که شنیدهام پیامبر اکرم ما که اشرف مخلوقات است، از کمسخنترین افراد بوده است، تا جایی که مخالفین به طعنه او را گوش نام نهاده بودند، و قرآن از این لقب بهعنوان صفت نیکوی او یاد میکند. با چنان پیامبری و چنین قرآنی شایسته نیست فرمانروایانی که خود را پیرو او میدانند، سرتاپا زبان باشند. درازگویی از همه ناپسند است، و از حاکمان ناپسندتر!
آقای رییس جمهور!
در ادبیات مدیریت نوین واژههای صدای مخاطب، صدای مشتری، و صدای مصرفکننده تعابیر بسیار آشنایی هستند، و مدیران سازمانها تلاش میکنند به جای حرافی، با هر روش ممکن صدای مخاطبین خود را بشنوند تا از این طریق مطالبات آنها را دریابند، و در جهت پاسخ به این مطالبات حرکت کنند. به گمانم، شما در یک دوره ریاست جمهوریتان نهتنها بهاندازه دو دوره مسئولیت رؤسای جمهور پیشین پول هزینه کرده و بیش از همه آنها سفر خارجی و داخلی داشتهاید، بلکه بسیار بیشتر از همه آنها سخنرانی کردهاید. شما هم اگر برای مدیریت بهجای زبان از گوش بهره بگیرید، هم مؤفقتر خواهید بود و هم از حجم خطاهایتان کاسته خواهد شد.
آقای رییس جمهور!
فکر میکنید ما معدنچیان حق داریم از شما انتظار پوزش بهدلیل این توهین را داشته باشیم، یا این انتظار را زیادهخواهی و نوعی براندازی نرم میدانید؟ هرچند، حق با شماست این انتظار، انتظار بیجایی است. من بهخاطر ندارم در این سی سال عمر جمهوری اسلامی، به جز امام فقید کس دیگری صراحتاً از مردم بهدلیل کوتاهی عذرخواهی کرده باشد.

